تبليغاتclose
شعر
خوش آمدیــد مهمان! ورود ll عضویت

منو اصلی
منوی اصلی
صفحه اول
تالار گفتمان

آرشيوی مطالب
نقشه سایت
درباره ی ما
ایمیل مدیریت
ارتباط با ما



موضوعات
شعر
تنهایی [3]
داستان عاشقانه [1]
زنجیر عشق [2]
دوست داشتن [5]
داستان عشقي، تلخ و شيرين [3]
دلتنگی [2]
اغوش [1]
کارت پستال [1]
اس مس اس
پیامک های عاشقانه [3]
متفرقه [1]
طنز [1]
عكس
ابراز عشق با خلق تصاویر هنری و زیبا [3]
والپیپر عاشقانه [7]
والیپر طبیعت _ ماشین _ [6]
سخنرانی
دکتر سریعتی [1]
موزیک
عاشقانه [1]

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

خبرنامه

مطالب محبوب
sms valentin بازدید : 437
پ نه پ - (طنز) بازدید : 51

فرصت زندگی داری به خاطرم خطر نکن

    نویسنده : Majid بازدید ( 34 )

فرصت زندگی داری به خاطرم خطر نکن

فرصت زندگی داری به خاطرم خطر نکن
به پای این شکسته دل جوونیتو هدر نکن
حیفه بمونی با غم عشق من بی خانمان
به شعله هام نگاه بکن منم یه شمع نیمه جون

می شناسمت ای خوب من ، وابسته ای مثل خودم
من نمی خوام درگیر این ، دردی بشی که من شدم
همین قدو بهت بگم ، خسته و وامونده شدم
تقدیر بی وفاییه ، مهمون ناخونده شدم




     دسته بندی : شعردوست داشتن | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

سلام به صلح، نفرین به جنگ

    نویسنده : Majid بازدید ( 22 )

با عاشقای بی مزارت گریه کردم
با مادرای بی قرارت گریه کردم
داغ برادر دیدم و آتیش گرفتم
با لاله های داغدارت گریه کردم
زخم تحمل روی دوشت خونه کرده
پیشونیه درد آشنایی داری ای خاک
هیشکی نمی تونه تو رو از من بگیره
تا جون به تن دارم فدایی داری ای خاک

نفرین به جنگ، نفرین به ظلم
دنیا که دنیا نیست زندونه
سلام به صلح، سلام به عشق
بی عشق از دنیا چی می مونه
نفرین به جنگ، نفرین به ظلم
دنیا که دنیا نیست زندونه
سلام به صلح، سلام به عشق
بی عشق از دنیا چی می مونه




     دسته بندی : شعرتنهایی | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

شعرهای کوتاه عاشقانه -

    نویسنده : Majid بازدید ( 137 )

گلچین لاوترین شعرهای کوتاه و بسیار زیبا

www.LOvetarin.org.ir سایت تخصصی عاشقانه

.



دانم چرا چشمان تو، اشک آتشبار دارد
دانم چرا مژگان تو، تیر دل شـکـــار دارد

باید بگویم این زمان، اسرار دل با دوسـتان
که منم بسی ناتوان، تویی شـمع رفیق من
.
.
برای چشم عاشق تو نامه پست می کنم
همیشه ان تبسمی که میل توست میکنم
غم شکستن من و تو هم تمام می شود
تو فکر راه را نکن خودم درست می کنم
.
.
دوشینه فتادم به رهش مست و خراب
از نشه عشق او نه از باده ناب
دانست که عاشقم ولی می پرسید
این کیست کجایست چرا خورده شراب!!!
.
.
بس که دیوار دلم کوتاه است
هر که از کوچه ی تنهایی من میگذرد
به حوای حوسی هم که شده
سرکی میکشد و می گذرد……
.
.
آنکه چشمان تو را این همه زیبا می کرد

کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد

یا نمی داد به تو این همه زیبایی را

یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد
.
.
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

با اشکتمام کوچه را تر کردم

وقتی که شکست بغض تنهایی من

وابستگی ام را به تو باور کردم
.
.
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم
او به ظاهر گشت عاشق ما به معنا سوختیم
.
.
بگذارید و بگذرید
ببینید و دل نبندید
چشم بیندازید و دل نبازید
چرا که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت!!!!!!
.
.
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود،
گاهی نمیشود،نمیشود که نمیشود،
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است،
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود،
گاهی گدا گدای گدایی و بخت نیست،
گاهی تمام شهر گدای تو میشود.
.
.
خداحافظ ای نگار نازنینم
دگر شاید تو را هرگز نبینم
خداحافظ ای تمام هستی من
زعشق توست تمام مستی من
.
.
هرآنکس عاشق است از دور پیداست
لبش خشک و دوچشمش مست وشیداست
بهترین چیز نگاهیست که از حادثه ی عشق توراست .
.
.
چه سخته دلتنگ قاصدک بودن ، در جاده ای که هیچ بادی در آن نمی ورزد
.
.
یک لحظه سکوت کرد و حرفش راخورد بغضی نفس و گلوی او را آزرد
می خواست که عشق را نمایان نکند اشک آمد و باز آبرویش را برد

.
.
ای اشک دوباره در دلم درد شدی
تا دیده ی من رسیدی و سرد شدی
از کودکی ام هر آنزمان خواستمت
گفتند دگر گریه نکن مرد شدی
.
.
امروز برای من شرابی ای عشق هرچند که از پایه خرابی ای عشق
یک لحظه اگر حال خوشی می بخشی
یک عمر برای دل عذابی ای عشق
.
.
گر تو خرسند به آزار منی باش که من
به همینقدر که در یاد منی خرسندم

..

لاوترین شعر های کوتاه

برای دیدن شعر های کوتاه عاشقانه برو به ادامه مطلب














     دسته بندی : شعر | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

بر من دیوانه دل خندید و رفت

    نویسنده : Majid بازدید ( 40 )

دلبری٬ با دلبری دل از کفم دزدید و رفت

هرچه کردم ناله از دل٬ سنگدل نشنید و رفت
گفتمش: ای دلربا دلبر٬ ز دل بردن چه سود؟
از ته دل٬ بر من دیوانه دل خندید و رفت
دلبری٬ با دلبری دل از کفم دزدید و رفت
هرچه کردم ناله از دل٬ سنگدل نشنید و رفت
گفتمش: ای دلربا دلبر٬ ز دل
...




     دسته بندی : شعرزنجیر عشق | نظرات این مطلب


بارون یا اشک ؟

    نویسنده : Majid بازدید ( 29 )

پارسال با او زیر باران راه رفتم .

امسال راه رفتم و او را با دیگری زیر باران چشمهایم دیدم !




شاید باران پارسال اشکهای فرد دیگری بود ... !




     دسته بندی : شعردلتنگی | نظرات این مطلب


کارت پستال های عاشقانه

    نویسنده : Majid بازدید ( 52 )

کارت پستال عاشقانه  فوق العاده زيبا عاشقانه


| دسترسى اين بخش فقط به كاربران سايت و بدون تگ تبليغاتى ميباشد |

|   لاوترینـــ  |

uvlsq5r7ozslmlxu13sp.jpg




     دسته بندی : شعرکارت پستال | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

دلنوشته هاي عاشقانه /.پسره تنها

    نویسنده : Majid بازدید ( 94 )

یک استکان چای داغ مهمان منی ، کنار پنجره بخار گرفته وقت تنهایی ات


 نوش جان!


چای وفاداری من همیشه تازه دم است




     دسته بندی : شعر داستان عاشقانه | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

آرامگاه من آغوش عاشقانه ی توست

    نویسنده : Majid بازدید ( 51 )


آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم

آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی
 جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم
حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت





     دسته بندی : شعراغوش | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

دلتنگی

    نویسنده : Majid بازدید ( 28 )

دلتنگی

یه سلام عاشقونه

با یه بغض بی بهونه

می نویسم تا بدونی

یاد تو، تو دل می مونه

یادته وقتی می رفتی

دم به دم نگات می کردم

بغض سنگین توی چشمام

گفتی: صبر کن برمی گردم

یادته قسم می خوردیم

عزیزم بی تو میمیرم

اما حالا که تو نیستی

من با دلتنگی اسیرم

یادمه وقتی می گفتم

به خدا نمیری از یاد

آه سردی می کشیدی!

توی قلبم مثل فریاد

اما حالا که تو نیستی

حال و روز من خرابه

آخر قصه ی عاشق

اشک و ماتم و سرابه

اما حالا که می بینم

بی تو دل رنگی نداره

توی آسمون چشمام

غروبا بارون می باره

می دونی طاقت ندارم

با غم و غصه اسیرم

زود بیا که خیلی تنهام

به خدا بی تو میمیرم

گردآوری: مجله آنلاین روزِ شادی

 




     دسته بندی : شعردلتنگی | نظرات این مطلب


نشانه های دوست داشتن

    نویسنده : Majid بازدید ( 32 )

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد


smstak.com نشانه های دوست داشتن




     دسته بندی : شعردوست داشتن | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

نمی دانم ...

    نویسنده : Majid بازدید ( 33 )

 

نمي دانم..... چه بود

   نمي دانم..... فرشته بود

   نمي دانم.....عشق بود

  نمي دانم..... چه بود

   مي خواهم در اوج فرياد بزنم و بگوييم.

  اين حق من نبود......

  اين آشفتگي آخه مال من نبود.

  آرزويم چیز دگر بود......

   اما افسوس طالعم.نحس بود

   و او شد يك خاطره......

   گناه من چه بود کهاین گونه غمهایم راباید در چشمان حبس می کردم

                                              وفریادم  فقط سکوت غمم بود!




     دسته بندی : شعرزنجیر عشق | نظرات این مطلب


بی تو؟!! با تو؟؟

    نویسنده : Majid بازدید ( 26 )

بی تو من چیستم؟ http://asheganeh.ir/
ابر اندوه… 
http://asheganeh.ir/ بی تو برگ پاییزم در پنجه ی باد
بی تو اشکم…
دردم…
آهم…http://asheganeh.ir/
آشیان برده ز  یاد
مرغ درمانده به شب گمراهم
بی تو خاکستر سردم
خاموش…
نتپد دیگر در سینه ی من دل با شوق…
نه مرا بر لب بانگ شادی نه خروش… 
با تو چون سرو استوارم از باد …
http://asheganeh.ir/ همچو قاصدکان رقصانم…شاد 
با تو خورشید،نورش را می تاباند تا آن سوی تاریکی ها
با تو آن غنچه ی سرمست…http://asheganeh.ir/
آن آواز خوش بلبلکان می شوم. http://asheganeh.ir/
http://asheganeh.ir/ آری بی تو هیچ و با تو من،من می شوم. http://asheganeh.ir/
http://asheganeh.ir/دوستت دارم  با همه وجودمhttp://asheganeh.ir/




     دسته بندی : شعردوست داشتن | نظرات این مطلب


دسته گلی برای مادر

    نویسنده : Majid بازدید ( 30 )

http://asheganeh.ir/

    دسته گلی برای مادر

مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟
دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!

شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز




     دسته بندی : شعردوست داشتن | نظرات این مطلب


قلب دختران زودتر میشکند

    نویسنده : Majid بازدید ( 29 )

heart2 قلب دختران زودتر میشکند

قلب دختران

 

یافته های جدید محققان شواهد علمی را ارائه کرده که نشان می دهند…

 یافته های جدید محققان شواهد علمی را ارائه کرده که نشان می دهند قلب زنها بسیار سریعتر و ساده تر از قلب مردها می شکند.




     دسته بندی : شعرداستان عشقي، تلخ و شيرين | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

یــــکبار فـــــقط

    نویسنده : Majid بازدید ( 20 )

چشمان مرا به چشم هایش گره زد

برزندگیم رنگ غم و خاطره زد

او رفت ولی نه طبق قانون وداع

یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد




     دسته بندی : شعرتنهایی | نظرات این مطلب


زندگی نامه آدم…

    نویسنده : Majid بازدید ( 25 )

زندگی نامه آدم

نامت چه بود؟ آدم
فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت
محل تولد؟ بهشت پاک
اینک محل سکونت؟ زمین خاک
آن چیست بر گرده نهادی؟ امانت است
قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا//اینک به قدر سایه بختم به روی خاک
اعضاء خانواده؟ حوای خوب و پاک ، قابیل خشمناک ، هابیل زیر خاک
روز تولدت؟ روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟ اینک فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران ، که ببارد ز آسمان
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید…




     دسته بندی : شعرداستان عشقي، تلخ و شيرين | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

داستان عشقي، تلخ و شيرين

    نویسنده : Majid بازدید ( 78 )

| دسترسى اين بخش فقط به كاربران سايت و بدون تگ تبليغاتى ميباشد |


اين يکي از داستان هاي عشقي، تلخ و شيرين است پسري  به نام دارا در يکي از روستاهاي کوچک زندگي مي کرد.او18 سال داشت و بسيار زيبا بود.او قلبي رئوف و مهربان داشت.دارا در يکي از روزههاي پائيزي که که در مقابل خانه ي شان نشسته  بود  و براي  زندگي  آينده خود برنامه ريزي ميکرد،چشمش به دختري رعناافتاد.آن دختر اهل آن روستا نبود.دخترک بسيار زيبا بود.نام آن دختر سارا بود.هر دوي آنها ...  

                                          



به هم زول زده بودند و همديگر را نگاه   مي کردند وهيچ يک  جرأت  اول  صحبت کردن را نداشت.يکي دو دقيقه اي به همين صورت  ادامه  داشت  تا اينکه دختر به راه خود ادامه داد و رفت. مدتي گذشت دارا هر روز در فکر سارا بود،حتي در زماني که کارمي کرد ، درس مي خواند و حتي در زمان استراحت فکرش شده بود سارا و سارا وسارا...يک روز وقتي دارا به همراه همکلاسيهايش به روستا برميگشت،دوستان او پيشنهاد دادند که براي چند ساعتي به




     دسته بندی : شعرداستان عشقي، تلخ و شيرين | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

قول بده

    نویسنده : Majid بازدید ( 22 )

قول بده که خواهی امد

اماهرگز نیا

اگربیایی

همه چیز خراب میشود

دیگرنمیتوانم

اینگونه با اشتیاق

به دنیا وجاده خیره شوم

من خو کرده ام

به این انتظار

به این پرسه زدن ها

در اسکله وایستگاه

اگر بیایی....

من چشم به راه چه کسی بمانم ؟

 




     دسته بندی : شعردوست داشتن | نظرات این مطلب


داستان عاشقانه چقدر دوستم داری؟

    نویسنده : Majid بازدید ( 26 )

این داستان خوب رو یکی از دوستان برامون ارسال کردن
امیدوارم لذت ببرید
در ضمن یک خبر جدید هم دارم:
بزودی بخش انجمن عاشقانه در همین هفته افتتاح خواهد شد و عضو گیری خواهد نمود
منتظر خبر های جدید باشید

---------------------------------------
http://eshghemanblog.persiangig.com/image/cheghad.jpg
یه روز یه دختره یه پسره رو توخیابون می بینه...
خیلی ازش خوشش میاد...خلاصه هر کاری می کنه که دل پسره رو بدست بیاره ، پسره اعتنایی نمیکنه...
چرا؟؟؟ چون فکر میکنه همه دخترا مثه همن...
ازقصه ها شنیده بوده که دخترا بی وفان...
خلاصه می گذره سه چهار روز و پسره هم دل میده به دختره...




     دسته بندی : شعر | نظرات این مطلب

مشاهده ادامه مطلب

روزی که رفت...

    نویسنده : Majid بازدید ( 31 )

گفت...می رم...

نپرسیدم برای چی می ری...فقط رفتنشو نیگا کردم دیدم که ازم دور شد و رفت یه لحظه وایساد ...

برگشت...

نیگام کرد و داد زد...

اگه رفتم مراقب نصف من باشیا...

داد زدم...

من همینجا منتظرت وایسادم...نصف من و با خودت نبریا...

طاقت نیاورد...دوید اومد طرفم...دستمو گرفت...پیشونیمو بوسید...گفت...

نصف من تویی، نصف من تو...هر کی زودتر بره...اون یکی نصفه می مونه...ولی حق نداره نصف دیگه زندگی رو از بین ببره...چون حالا یه نصفٍ که باید برای یه کامل زندگی کنه...پس اگه رفتم...محکم...مثل همیشه...خندون...مثل همیشه...با صورت قشنگت...جای دو تا نصفه زندگی کن...

دستاشو گرفتم...گفتم...

نصف من...یا همیشه بمون یا رفیق نیمه راه نباش...یا بمون...یا با هم بریم...اولش اینجوری نبودیا...

گفت...

من همیشه با نصفه تو زندگی کردم...

دیگه نتونستم رو حرفش حرف بزنم...پریدم بغلش...شونه اشو بوس کردم و گفتم...

برو...برو...تا پشیمون نشدم...

ازم دور شد ولی دستم هنوز تو دستش بود...

دستشم ازم جدا شد...

رو به عقب می رفت...و می خندید...

همیشه می خندید...

ولی رفت...

دلم شور افتاد...

آخرین خنده اش نباشه...

آخرین نگاهش نباشه...

نصفه من نره برا همیشه...

یه نصفه...بی نصفه...کامل نیست...

ولی رفت...نصفه من رفت...مثل خیلی از نصفه های دیگه...

آرام شاد


     دسته بندی : شعرتنهایی | نظرات این مطلب


مطالب گذشته

فرصت زندگی داری به خاطرم خطر نکن تاریخ : جمعه 19 اسفند 1390

سلام به صلح، نفرین به جنگ تاریخ : جمعه 19 اسفند 1390

اس ام اس عاشقانه اسفند تاریخ : جمعه 19 اسفند 1390

شعرهای کوتاه عاشقانه - تاریخ : جمعه 12 اسفند 1390

بر من دیوانه دل خندید و رفت تاریخ : دوشنبه 10 بهمن 1390

بارون یا اشک ؟ تاریخ : دوشنبه 10 بهمن 1390

کارت پستال های عاشقانه تاریخ : یکشنبه 09 بهمن 1390

دلنوشته هاي عاشقانه /.پسره تنها تاریخ : یکشنبه 09 بهمن 1390

آمار سایت
آمار کاربران
افراد آنلاین : 3
اعضای آنلاین : 0
تعداد اعضا : 7

عضو شوید
ارسال کلمه عبور

آمار مطالب
کل مطالب : 53
کل نظرات : 7

آمار بازدید
بازدید امروز : 5 نفر
باردید دیروز : 49 نفر
بازدید هفته : 157 نفر
بازدید ماه : 846 نفر
بازدید سال : 5,517 نفر
بازدید کلی : 5,517 نفر

پیغام کوتاه

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
 
(Refresh)

مطالب تصادفی

صفحات دیگر

آخرین اعضا

آرشیو مطالب